|
نمای اول
|
||
|
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد …صفحات اول دل ها, سایت ها, بلاگ ها, نشریه ها و ... |
عزیزان برتر از جانمان،
خداوند متعال 32 سال پیش بر ما منت گذاشت و درهای برکت، رحمت و نعمت خویش را برما گشود ... و چون در ميانمان دوستي و محبت افكند ازدواج نمودیم.
از او می خواهیم اين پیوند را بر بیش از پیش بر ما مبارك گرداند.
معصومه و سیداشرف
خدايا،
اى اهل بزرگى و عظمت،
و اى شايسته بخشش و قدرت و سلطنت،
و اى شايسته عفو و رحمت،
و اى شايسته تقوى و آمرزش.
از تو می خواهم
به حق اين روزى كه براى مسلمانان عيد ،
و براى محمد صلى الله عليه و آله ذخيره و شرف و فزونى مقام قرارش دادى...
درود فرستى بر محمد و آل محمد(ص).
و درآورى مرا
در هر خيرى كه در آن خير محمد و آل محمد را درآوردى
و برون آرى مرا
از هر بدى و شرى كه از آن محمد و آل محمد را برون آوردى...
كه درودهاى تو بر او و بر ايشان باد.
خدايا می خواهم از تو
بهترين چيزى را كه بندگان شايسته ات از تو درخواست كردند
و پناه می برم به تو
از آنچه بندگان شايسته ات از آن پناه بردند.
ياد باد آن صحبت شبها که با نوشين لبان بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود
از دم صبح ازل تا آخر شام ابد
دوستی و مهر بر يک عهد و يک ميثاق بود
سايه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد ما به او محتاج بوديم او به ما مشتاق بود
بر در شاهم گدايی نکتهای در کار کرد
گفت بر هر خوان که بنشستم خدا رزاق بود
رشته تسبيح اگر بگسست معذورم بدار دستم اندر دامن ساقی سيمين ساق بود
در شب قدر ار صبوحی کردهام عيبم مکن
سرخوش آمد يار و جامی بر کنار طاق بود
شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد دفتر نسرين و گل را زينت اوراق بود
|
|